تلخنِگاری های سال67

اواخر پائیز 1367، تعدادی نامه به دستم رسید از حاضران در فضای گورستانی تابستان و اوائل پائیز آن سال.

شماری از ارسال کنندگان نامه ها را می شناختم و هیچ تردیدی در مورد درستی منبع و مبداً نامه ها نداشتم؛ امٌا    ادامه مطلب

دربابِ نیروی هنرِ اصیل

شما می گویید حسن آقا، حسین آقا، جمشیدآقا، محمود آقا، و غیره. اینطوری آدمها را صدا می زنید. اما کسي را که اسمش صمد است ، صدا نمي زنيد صمد آقا ؛   ادامه مطلب


چگونگیِ سرودن


گاه ، شعر چندان ناگهانی و یکپارچه سرریز می کند ، که اگر در یافتن قلم و کاغذ ، عجله به خرج داده نشود ، تکه هایی ش از دست می رود و به همان سرعت که آمده ،  ادامه مطلب


کمی تا قسمتی ابری

 نمی دانم چرا همه چیزِ ادارات هواشناسی ، ویژه و عجیب است . دست کم ، نمای بیرونی این ادرات چنين است. مثلا گزارشگران وضعیت هوا را درنظر بگیرید. از دوران کودکی که یادم هست ،  ادامه مطلب

وزن موسيقي و وزن شعر

وزن براي شعر، مثل نت براي موسيقي ست. نت اگر نباشد، موسيقي گوشنواري درکار نيست. اصولا، بي نت، قطعه ي موسيقي يي متولد نمي شود.    ادامه مطلب

چگونه کفتارها شروع به خندیدن کردند

"چگونه کفتارها شروع به خندیدن کردند"، قصه ی دیگری ست از دخترکِ گلم ژینا، که در سایتِ ارزشمندِ «ایرانیان دات کام» منتشر شده است. برای خواندن آن، روی لینک، کلیک کنید:How the hyena got its laugh

دربارهِ من و یاسمن و روزگارِ مکرّر

نزدیک به یکسال پیش، دوستِ فرهیختهِ نادیده ام حمید محوی، یادداشتِ زیر را بر قصهِ «من و یاسمن و روزگار مکرر» نوشت و برایم فرستاد.ادامه مطلب

از قرون وسطا تا ایران امروز

قبل از رنسانس، در دوره ي مخوف قدرقدرتي کليسا در ايتاليا، نگاه دينسالاران حاک بر سرنوشت انسان برانسان چگونه بود؟ درست مانند نگاه دينسالاران حاکم بر ايران امروز. ادامه مطلب

نوروزانه

عقب نشینی حکومتها در برابر مقاومت مردم، همیشه در تاریخ با توجیهاتی همراه بوده و همیشه حاکمان کوشیده اند وانمود کنند که آنچه از مردم به ناگزیر پذیرفته اند، از آنِ خودِ حاکمان بوده است؛ ورنه محکومان که هیچوقت چیزی از آن خود نداشته اند! ادامه مطلب

قصه یی از ژینا

قصه های دخترکم ژینا در سایتِ مجله ی انگلیسی «آکوئیلا» www.aquila.co.uk که ماهنامه یی ست پُر و پیمان برای کودکان و نوجوانان در انگلیس، منتشر می شود. بعضی از قصه های ژینا را می شود در کنار آثار بزرگترها منتشر کرد. قصه ی «چگونه خورشید بوجود آمد» از شمار همین قصه هاست که سایتِ ارزشمندِ «ایرانیان دات کام» در آمریکا منتشرش کرده است. برای خواندن آن، روی How the sun came to be کلیک کنید.


در پاسخ دهان خاموش رمان

در پی انتشار نقدی که بر رمان ارزشمند «دهان خاموش» نوشته بودم (و در همین خانه ی قلم هم ملاحظه می کنید)، دوست گرامی ام منصور کوشان، پاسخی به آن نقد، نوشته ادامه مطلب

پیوستِ مانیفست کانون

مهم نیست که شخص محمد قوچانی کیست. داماد کیست. چه پیوندهایی با حکومت دارد و در پی کدام چشم انداز مطلوب از شمار «امکانات موجود» است.ادامه مطلب

رابطه ی قلم و کاغذ سفید

رابطه ی قلم و کاغذ سفید و اصولا حضور توأمان این دو در شکل دادن و آفرینش ِ بی اختیار، شگفت انگیز است. ادامه مطلب


هدف از نوشتن

این بختیاری را که ما می توانیم خودمان را بنویسیم، دست کم نگیر. ادامه مطلب

دلیل ترور بی نظیر بوتو ؟

 می توان گمان بُرد که تصمیم به قتل بی نظیر بوتو، حدود یکماه پیش از بازگشتن او به پاکستان، گرفته شده بوده است.ادامه مطلب

برچیدن خاندان شاهی 250 ساله با رأی

می شود آیا بدون انقلاب به امتیازهای اشرافیت در دنیای مدرن – که در لباس پادشاهی جلوه می کند - پایان داد؟ ادامه مطلب

ورقِ هنوز نسوخته ی نیروگاه بوشهر

تا پیش از جدی شدن طرح دفاع موشکی آمریکا، روسیه در سه حلقه، جمهوری اسلامی را بازی می داد و از تکمیل نیروگاه بوشهر خودداری می کرد.ادامه مطلب

جشنواره ی فیلم کُردی

رابطه ی سرکوب و استبداد را با خلاقیت و آفرینش هنری، می توان در سهم متفاوت پاره های گوناگون کردستان در این جشنواره دید.ادامه مطلب



ظلم چندسویه به ژاله اصفهانی

در طول هشتاد و شش سال زندگی و هفتاد و چندسال شاعری، ژاله همیشه صمیمی بود و امیدوار –  بیان انسانگرایی نیرومندی که انگار فطرت او بود.ادامه مطلب

سعید امامی، نام همه ی جلادان است

در نهمین سالگشت قتلهای سیاسی پائیز 77، شماری از اعضاء کانون نویسندگان ایران و بستگان محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، بر مزار این دو قربانی اندیشه وقلم در گورستان امامزاده طاهر کرج، گرد آمده اند.ادامه مطلب  

دهان خاموش رمان

هر قصه یی را که می خوانم، می خواهم بدانم چقدر چشمهایم را به جهانی تازه باز می کند. جهانی تازه که هم لذتبخش است و هم آموزنده و هم گشاینده ی پنجره هایی به سوی ناشناخته ها. ادامه مطلب

شکایت از مأمور نظم حاکم؟

درچنین فضا و نظامی، شکایت کننده از مأمور نظم، خاطی ست؛ چون نظم حاکم، عین حقیقت است و حقیقتی جز این نیست.ادامه مطلب

درگذشت خالقِ آوازِ جلاد

در خانواده یی یهودی در نیوجرسی به دنیا آمد؛ به سال 1923. در بروکلین نیویورک، بزرگ شد. و در سوربن پاریس به دانشگاه رفت.ادامه مطلب

سوسیالیستهای ایرانی دیروز

این نمونه یی ست از ذهنیت و رفتار آقای «سوسیالیست» در گذشته ی نه چندان دورِ ما. و می دانید که با ورق زدن کتاب تاریخ، نمونه های فراوانی از این وهن تاریخی و فرهنگی می توان دید.ادامه مطلب

گامهای جنگ و مشکل مخالفان حکومت

گامهای جنگ، نزدیکتر می شود. در چنین موقعیتی، مخالفان جمهوری اسلامی، کجا ایستاده اند و چه می خواهند؟ادامه مطلب

مسافر هیچ کجا

«مسافرِهیچ کجا»، بیان یگانه ی هویت باختگی انسان معاصر است؛ بیان اندیشمندانه ی شکست تاریخی انسان ایرانی.ادامه مطلب


تروریستِ خوب

زادهِ کرمانشاه است؛ از پدر و مادری انگلیسی ؛ به سال 1919 میلادی – درست بعد از جمع شدن بساطِ جنگ جهانی اول. ادامه مطلب


حکم دادگاه: نوشتن چهار مقاله

نمی دانم این دادگاههای اسلامی و این محاکمه هایی که در ایران اسلامی برگذار می شود، چقدر با دادگاههای تفتیش عقاید و محاکمه های دوره ی قدرقدرتی کلیسا در اروپای مسیحی شباهت دارد. ادامه مطلب


سرنوشت دو اثر

از نتایج بارز تأثیر سانسور بر نشر، محافظه کار شدنِ ناشر است. دنبال کردن سرنوشت دواثر، تشریحی ست نمونه وار در این پیوند. ادامه مطلب


فلسطین ، کردستان ، و حکومت ایران

تعریف شناسا و معمول از دولت – همچون هیئت اجرایی جامعه و مجری قوانین - با موجودیت و کارکردِ دولتهای ایدئولوژیک، هیچ خوانایی ندارد. ادامه مطلب


درباب آزادی مردم ایران

این که ابرهای تیره ی سانسور در دوره ی زمامداری محمود احمدی نژاد، بیش از پیش به سیاهی می زند، شکی نیست. ادامه مطلب


سقفهای ویران

با هیچ سنجه یی نمی توان تناقض ویرانگر و گوهریِ جهان سرمایه داری را اندازه کرد. از سویی، هرجامعه ی این جهان، همسنگِ فرهنگِ خود، از آزادیهای عمومی سیاسی و مدنی بهره مند است و از سوی دیگر( یا در واقع : در امتداد این بهره مندی ) در چنگ مؤسسه های مالیِ قدرقدرت، نابود می شود. ادامه مطلب


کشتار دگراندیشان

کتاب «مقدمه یی برکشتار دگراندیشان» از دکترمسعود نقره کار، به دستم رسید؛ درست در روزهایی که داغ هزاران اعدام شده ی تابستان 67 تازه شده بود و شماری از خانواده های اعدام شدگان با گردهمایی و رفتن به مزارِ نامعلوم بستگانشان در خاوران تهران، باز به هم دلداری می دادند و آن جنایتِ یگانه درتاریخ معاصر ایران را یاد می آوردند. ادامه مطلب



قدرت و عشق

قدرت در جایی معنا می یابد که جنگ باشد. در جامعه، جنگ است و قدرت معنا دارد. در عرصه ی عشق، جنگ،  بی معناست؛ و پس، قدرت بی معناست. ادامه مطلب

لرزه ها

170 صفحه، لرزه های فریده ی زبرجد است. وقتی می خوانی ش، می بینی که می شود در 50 سالگی، شروع کرد به نوشتن و حاصل، کاری درآید شانه به شانه ی کارهای نویسندگان پخته یی که چند دهه از عمر نخستین اثرشان گذشته ادامه مطلب

20 درصد مانده اند

اسامی این شاعران را – که بی شک شعرهاشان هم ارز نیست - می آورم تا ببینید چند تن شان را می شناسید و کارهاشان را خوانده اید؟ادامه مطلب




نظرات شما درباره ی عبدالغدیرخان

درپیوند با مطلبی در این خانه ی قلم درباره ی عبدالغدیرخان - با عنوان « بزرگترین جنایتکار قرن یا پدر محترم یک ملت »، نظرات چندتن از خوانندگان ارجمند این مطلب را بخوانید: ادامه مطلب

  

پوزش

درِ این خانه ی قلم، دو روزی بسته بود و هرچه می کردم که با کلید همیشگی بازش کنم، نمی شد. شوربختانه درست تعطیلی آخر هفته بود و دسترسی به واگذارنده و آژانس خدمات این خانه، از راه تلفن  نا ممکن. تنها به ایمیلی به واگذارنده (سوپانِت در انگلیس) و به آژانس وابسته به آن، باید بسنده می کردم و منتظر می ماندم تا درخانه به روی صاحبخانه و میهمانان باز شود. که سرانجام شد. هنوز هم نمی دانم چه اشکال فنی یی باعث تعطیلی موقت سایت شده بود. واگذارنده لازم ندیده ایمیلی بزند و دلیلش را – که به خودش مربوط بوده، توضیح دهد!

به هرحال، سبب ساز، هرچه بوده، نتیجه اش برای میهمانان، یکی ست.  پوزش مرا از این که احیانا تا دم در آمدید و برگشتید، امیدوارم بپذیرید.

27 اوت 2007   -----------------

ما صورتک به چهره داریم

از دوست و برادرِ بزرگم احمد تدین خواستم که اگر در مسیر جستجوی مشتاقانه ی همیشه اش در پهنه ی شعر و ادبیات انگلیسی، به نمونه هایی برخورد که به کار درج دراین خانه ی قلم بیاید، دراختیارم بگذارد.ادامه مطلب

 

درباره ی صفحه ی اول این خانه ی قلم

حدود یکماه پیش که درِ این خانه ی قلم را گشودم و دوستان و آشنایان و دوستانِ آشنایان را به درون دعوت کردم ، تصمیم گرفتم که بطور معمول ، دست کم هفته یی یک یادداشت یا مقاله ی تازه به این ستون بیفزایم . بینندگان این سایت دریافته اند که این تصمیم اعلام نشده ، اجرا شده است ( و همینجا بگویم که می کوشم با همین نظم ادامه اش دهم) . ادامه مطلب

جنایتکار بزرگ قرن یا پدر محترم یک ملّت ؟

نمی دانم شما می شناسیدش یا نه . خوبست این آدم را کمی با دقت ورانداز کنید و بگویید که نظر شما چیست. ادامه مطلب

شعر و فرهنگ در پشتِ سد

 - یک دعوت -

   در رخوتی ابدی ، انگار، به سر می بریم . دوری از ایران ، ما را به دالانِ تاریکِ بی خبری از آنچه در آنجا منتشر می شود ، راه برده است. ادامه مطلب

نُکی به سفره ی طنز هادی خرسندی

در این که ذهن خلاق هادی خرسندی و سرعت آفرینند گی اش در طنزنوشتاری- نثر و نظم - درزبان فارسی معاصر، ادامه مطلب

گذ شت و قناعت

آنچه در زندگی خصوصي و مناسبتهاي فردي، کاربردي مثبت دارد، در زندگي اجتماعي و سیاسي، ممکن است نتیجه ي معکوس به دست دهد. ادامه مطلب

از آنچه گذشته و مانده ست

به سال 1337 در محله ی ایرانمهر تهران – نزدیک چهارصددستگاه – به دنیا آمدم . شش ساله بودم که به محله ی نیروی هوایی در شرق تهران ، نقل مکان کردیم . ادامه مطلب