![]() |
||||||||||||||||||||
|
|
|
M. Falahati’s Pen House
|
|
|
برای تو
از اختیارم گریخت شعری که آمده بود در غبارِ تاختِ اسبهای چوبیِ هر روزِگی. و گم که می کنم ات هیچ نیست جز انبوه سایه ها و غبارهای هرزگی. به عشق تو من آفتاب می شوم، امّا کجاستی؟ هستی چه کوتاه می شود هر روز! و آرزوها دراز می شوند هم قدِ سایه ها.
چیزی از غروب نمانده بیا که راه گشاده شود به سوی شعرِ نخوانده...
واشینگتن، 12 خرداد 1388
|
|
|
Copyright @ www.mehdifalahati.com |
|
|
Design by: Mir Wais |
|
|
falahatimi@yahoo.com
|
|